خانه عناوین مطالب تماس با من

ناگفته های سرشار

من او

ناگفته های سرشار

من او

روزانه‌ها

همه
  • دریچه
  • باران اما بی تو

دسته‌ها

  • شعر 121
  • داستان 2
  • دلنوشت 52
  • ترجمه 2

ابر برجسب

خودنوشت شعر دلنوشت

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • از شب
  • هوای کوچیدن
  • مرگ
  • سی و هشت
  • اگر...
  • پنجره ات را
  • ...
  • دیگر جمهور نمی خوانم!
  • دست در دست باد
  • ...
  • باد که...
  • می ترسم از مرگ
  • باورم نیست!
  • جز بهانه
  • بی خورشیدی در ...

بایگانی

  • تیر 1394 1
  • خرداد 1394 2
  • اردیبهشت 1394 5
  • بهمن 1393 7
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 13
  • اسفند 1392 2
  • دی 1392 1
  • آذر 1392 1
  • آبان 1392 3
  • مهر 1392 1
  • شهریور 1392 9
  • مرداد 1392 9
  • تیر 1392 3
  • خرداد 1392 2
  • اردیبهشت 1392 4
  • فروردین 1392 7
  • اسفند 1391 7
  • بهمن 1391 7
  • دی 1391 12
  • آذر 1391 6
  • آبان 1391 7
  • مهر 1391 5
  • شهریور 1391 1
  • مرداد 1391 3
  • تیر 1391 5
  • خرداد 1391 13
  • اردیبهشت 1391 2
  • فروردین 1391 2
  • اسفند 1390 1
  • بهمن 1390 2
  • دی 1390 2
  • آذر 1390 7
  • آبان 1390 2
  • مهر 1390 5
  • مرداد 1390 2
  • تیر 1390 1
  • خرداد 1390 5
  • اردیبهشت 1390 2
  • فروردین 1390 1
  • اسفند 1389 4
  • بهمن 1389 2
  • دی 1389 18
  • آبان 1389 1
  • مهر 1389 1
  • شهریور 1389 3
  • مرداد 1389 18
  • فروردین 1389 21
  • اسفند 1388 14

آمار : 55437 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • باز آهی که کشیده ام دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 10:58
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA با قلم مویت آهی کشیده ام بیا و ببین ! حواس ام نباشد دنیا را به آتش می کشم ! اما عشق همین است مگر نه ! حواس پرتی مدام که احتمال عقل را صفر می کند تا حیرت پروانه چوب لای چرخ رصد شمع باشد چرا که حقارتی که پر می سوزاند سالهاست در کتاب ها مدفون است ! و عشق همین است مگر نه ! که...
  • بودم می شدم اگر یکشنبه 17 دی‌ماه سال 1391 11:56
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA احتمال بودن عاشق تو هزاران بود اما من نشدم که تو به خواب دنیای من هم نیامدی ! بودی می آمدی بودم می شدم اگر دیگر من نبودم و این آرزو !
  • در پی ستاره شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 09:03
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مثل آسمان تمام روز یک نگاه آتشین در تمام من پرسه می زند . حس گنگ در تمام ذره ذره تنم رخنه کرده است می شود گذشت؟ ! می شود تمام ابرهای خیس را روی آن چلاند؟ ! بعد زد به شب می شود ولی من دوباره امشب از همان اوان با تمامی وجود در پی ستاره ام !
  • تراش حقیقت دوشنبه 11 دی‌ماه سال 1391 10:05
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA بریده ها را که کنار هم می چینم آفتاب روی سینه دشت نور می تابد و یک مرد خودش را به نی لبکی می دمد ! می دانی که این تصویر کهنه و قدیمی ست و احساس درونی ات به طعم کسالت گرماست . اماچه!؟ اگر این تکه را بردارم نصف خورشید را به دست مرد دهم و نی لبک را روی نگاه خورشید بکارم ! نور را...
  • هوایی چهارشنبه 6 دی‌ماه سال 1391 09:36
    نوشتم آسمان در چشم های تو لانه کرده است پرنده ها هجوم آوردند واژه هایم را خوردند و در چشم هایت گم شدند! حال دفترم در تسخیر آسمان چشم های توست! و من با هر آه هوایی تر می شوم!
  • آمد وشد سه‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1391 13:39
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA نمی دانم از کدام واژه شروع کنم به تعبیر ام نزدیک خواهم شد؟ ! از آهنگ لب های ماهی قرمز ته حوض یا اشک فروخورده لاله قرمز قله سهند ! آمد و شد گاه به گاه ام را واژه ای پلاک نمی زند و هیچ رنگی در خاطره ای ثبت ام نمی کند و خیلی آسان گم می شوم در شیارهای ممتد شهر در همسایگی آهنگ گام...
  • قرار یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1391 10:23
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA ... نیامدی و نیامدم جای قرار بیهوده انتظار کشید و زیر پای من سبز شد!
  • فصلبازی پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391 11:40
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA پدرم مثل زمستان تنهاست برفهایش ابدی ست! مادرم گوشه ای از پاییز است! گیسوانش رنگی صورتش پژمرده مثل تابستانی باز من تب دارم هوس خوردن خود را دارم! دخترم توی نقاشی خود در میان گل ها چه بهاری شده است! خنده اش می گوید هوس ام را باید پشت دود سیگار قایم بکنم فصل ها را باید هرچه هم...
  • تعبیر دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 13:26
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مردم و خاک به بادم داد و تو به یادم در پای ریشه ای خزیدم و در رویای تو گل که خندید از خواب پریدی احساس تشنگی کردید هردو و من حلول کردم در آوندهای تشنه گیاه و لبهای گر گرفته تو پنهان شدم در یاخته ها و شیرین از چشمهای تو رستاخیز میوه نزدیک بود و من تعبیر می شدم .
  • تاتا دوشنبه 20 آذر‌ماه سال 1391 12:36
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA رسیدم که دیر نرسم و آخر سر رسیدن نرسید یک دو سه چهار .... هزار زار می زند تا تای دیگر تا کردن تحمل نمیکند همچنان یک نفر جا مانده است سه تار دلتنگی ام را تار تر می کند و شعر تا تارکی انزوا می کشاندم جای من اینجا خالی ست درست کنار این همه همهمه من دیر کرده ام تا تا تا تا اگر...
  • ... دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1391 08:30
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA حتما می آیم تو هم نیایی جای قراری هست ... و بهانه ای برای انتظار !
  • پس کجاست؟! یکشنبه 12 آذر‌ماه سال 1391 12:32
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA از زمان گذشته ام کفش هام نیست ! روبروی چشم من نگاه تند می دود ! جسم سوت و کور من جای مانده است ! های های های مرگ پس کجاست !
  • در کنار هم پی هم سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1391 12:55
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA من تو ام یا تو من ای؟ ! من شاعر ام یا تو...لغت؟ ! می نویسم تو یا تو می نویسی من ؟ ! می نویسیم و نوشته می شویم معنی کجاست؟ ! من وتو در واژه ها سردرگم ایم ! در فضای وهم آلود میان من و تو صد هزاران واژه نامه باید و افسوس نیست ! تا قیامت در کنار هم پی هم گم شدیم !
  • شب شاعر یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1391 13:04
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA شب می چکید از نفس ترس پنجره نزدیک آه یک واژه مرده بود در مرز حنجره شاعر که می گریست صدها کتاب از گنجه ها فریاد می زدند در سوگ واژه اش شاعر خودش نبود دیوارها تا پیش اش آمدند اندوه های دور هریک سری زدند او - صاحب عزا !- تا پیش خواب رفت اما دگر خوابی نمانده بود صبح خورشید ترس را...
  • آمد و شد چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1391 11:10
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA نمی دانم از کدام واژه شروع کنم به تعبیر ام نزدیک خواهم شد؟ ! از آهنگ لب های ماهی قرمز ته حوض یا اشک فروخورده لاله قرمز قله سهند ! آمد و شد گاه به گاه ام را واژه ای پلاک نمی زند و هیچ رنگی در خاطره ای ثبت ام نمی کند و خیلی آسان گم می شوم در شیارهای ممتد شهر در همسایگی آهنگ گام...
  • باز "لذت رنگی اندوه" سه‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1391 13:43
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA می نشینم سر باغ رنگ ها می رویند یک بهار دیگر پر یک جدول ضرب رنگی رابطه در پرواز کاشکی ها مرده اند ذروه تابلوی پاییز میان ابرهاست ! من پر لذت یک اندوه ام هیچ چیزی کم نیست یک کلاغ تنها ! همدمی یافته ام او مرا می فهمد او مرا می گوید سوز می گوید باد سرگردان است می شنوم دل من سینه...
  • این حرف ها یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 08:20
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA این حرف ها همیشه و تکراری ست مثل انسانها آدم هزار حوا صد هزار انسان ولی افسوس در تردید دنبال حرف نو در بطن یک باغ است لختی درنگ و بعد آه ! باز این همان باغ است .
  • مزه ی روز پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 12:29
    همین که بیدار شوی غرق ات خواهم کرد با خورشید این عشق که شب را به انتظار توام نشانده است! ببین چگونه نگاه ترا رصد می کند! تمام کوه ها هم در نگاه اش صف بکشند همه ی درخت ها هم در چشم اش فرو روند خودش را نمی دزدد! به قایم باشک اش خرده مگیر! شب ملاحتی ست که به دیدار تو و من مزه می دهد!
  • از هزاران من چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 13:06
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA جاهایی که به دنیا نیامدم که ببینم و سالهایی که نبودم تا به شناسنامه ام بچسبند ! انتخاب شده ام تا گذشت درناها را بشمارم از روی سقفی که نیست و سوت قطاری را انتظار بکشم که بالاخره از درون ام خواهد گذشت ! از هزاران من که نشده ام خودم را نسبت داده ام به تو تا به شکل تو پیدا شوم و...
  • شبیه اسم دوشنبه 15 آبان‌ماه سال 1391 13:42
    شبیه اسم می شوم و جسم را به خاک می دهم سپس سپس سبک تر از صدای بال یک نگاه تو سراغ شاعری خراب می روم شب است و در نبود نور و آینه همین همین من ام که از نگاه تو به روی روشنی این ورق چکیده ام!
  • در تاریکی غار چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 12:18
    به تاریکی غار بیدار می شوی و به دنبال ستاره می گردی می گردی و راه ات گم می شود و مردم می خندند که گیج می زنی! همیشه همین است! تو چمدان پر از آفتابگردان ات را قایم می کنی تا در رویاهایت خورشید درو کنی تا به شناسنامه ات سنجاق کنی اما تاریخ تولدت چند شب پیش بود؟! کنار کدام گل آفتابگردان؟! کنار کدام روز گم؟! که چه؟؟ اما...
  • توی خیابان چندم سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1391 13:41
    هوایی شده ام انگار روی ابرها زندگی بلندتر نیست که ارتفاع اندازه سقوط را بالاتر می برد! توی خیابان چندم پیچیده ام به هزار بن بست و شهر را آن ور پوست ام حس می کنم! اما خواب ام را کوچه های تو پس نمی دهند که گلویم پیش نام تو گیر کرده است! به ساحل که برسیم گوش ماهی ها که روزهای مرده ما را می شمارند ما زندگی را تا انتهای...
  • کوآه می شویم یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1391 14:33
    کوتاه می شویم در طول ثانیه های عجول و لج سنگی و خاک نبودی ندیدنی در ازدحام گردش صدها هزار حرف در های و هوی باد یک آه می شویم!
  • تعبیر سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1391 11:30
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA مردم و خاک به بادم داد و تو به یادم در پای ریشه ای خزیدم و در رویای تو گل که خندید از خواب پریدی احساس تشنگی کردید هردو و من حلول کردم در آوندهای تشنه گیاه و لبهای گر گرفته تو پنهان شدم در یاخته ها و شیرین از چشمهای تو رستاخیز میوه نزدیک بود و من تعبیر می شدم
  • مرگ البرز یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1391 14:27
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA در اتاقم بودم که مرا باد ربود و به تنهایی البرز سپرد دستهایم پر برف سینه ام زخمی راه آهوانم خسته چشمه هایم نالان و در آن پایینی روی یک نقش چروک می چرد یک رمه آه مرده دیگر البرز همگان می دانند همگان می گویند که پس این سینه آتشی نیست نهان غرشی نیست که حرف من را به شما بنویسد...
  • کابوس دوشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1391 11:02
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA جنوب چشمهای تو را تا شمال رفتم باران گرفت خیس گریه شدم سجاده را بستم و خورشید را پایین کشیدم تو خوابیدی و من در کابوس گم شدم !
  • کندو سه‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1391 13:40
    عجب شعر شیرینی از لوچه هایت می چکد زنبورهای عسل کندویشان را گم نکنند چون من که خودم را!
  • سیب سرخ یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391 12:00
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA بر روی سیب های سرخ سبد یک نگاه سرد می گفت : من حکایت اندوه آدم ام ! من می تنم تو را تو از بطن یاخته های من هر روز می چکی ! آیینه رادگرنفرین نمی کنم هر روز آدم ام ! حوا کنار من شب سیب روز سیب یک عمر یک عدن ! Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
  • غزل قصیده یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1391 10:44
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA قصیده از قلم ام می چکد اما دوباره شکل غزل می کشم حالا دوباره مادر و شعر و ترانه و خنده کنار بستر من می کنند لالا دوباره در سر درس نوشتن آ-ب برای سبزی من آب می دهد بابا دوباره در بغل سال ها انگار برای خوردن یک سیب می روم بالا دوباره شهر بیابان من شده است و اسم آشنای همه...
  • حقیقت چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1391 10:34
    در من هزار راه هی شیهه می کشند! من وقف رفتن ام! اما هزار راه هر یک حقیقتی ست "من" بسته ی "تن" ام! باید که بگسلم باید که بگسلم این بند را باید که در تلاقی این بی شمار راه فریاد برکشم: ای راه ها! "من" یک حقیقت ام شاید که دور شاید که گنگ یک راه هم "من" ام!
  • 253
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 9